R
امتیاز کسب شده
6

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام خوب هستید؟ سلامتید؟
    به یادتون بودم گفتم بیام سری بزنم جویای احوال بشم
    غربت آن نیست که تنها باشی
    فارغ از فتنه فردا باشی
    غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی
    غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی

    در برابر انتقادات:
    اگر نادرست بود، بی اعتنا باشید ...
    اگر غیر منصفانه بود، عصبانی نشوید ..
    اگر از روی نادانی بود، لبخند بزنید ...
    گر عادلانه بود، از آن درس بگیرید ...

    ما ز هر صاحبدلی یک رشته فن آموختیم
    عشق از لیلی و صبر از کوه کن آموختیم
    گریه از مرغ سحر خودسوزی از پروانه ها
    صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم ...

    گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

    هــفــت رنگش می شود هفتــــاد رنگ

    "فریدون مشیری"

    برای زندگی نه سقف میخواهم نه زمین...
    نقشه ی جغرافیایی دستهایت کافیست

    اگر قرار باشد خوبی ما وابسته به رفتار دیگران باشد
    این دیگر خوبی نیست بلکه معامله است ...

    وقتی که می رفتی آن روز،
    از دور آیا ندیدی؟
    بغض غریب علی را، ...
    در شیون کودکانت
    جز عشق و خوبی چه کردی،
    جر رنج و حسرت چه دیدی؟
    نا مهربانان چه کردند،
    با آن دل مهربانت



    سلاااااااااااااااااام
    سازت اگر عشق بنوازدهمه خلقت خواهند رقصید
    زبانت اگر شیرین باشدهمه پروانه ها گرد تو خواهند آمد
    قلبت دریای رحمت باشدهمه در آن جا خواهند گرفت
    پس عشق را بنوازبا زبان دلت بخوان و با قلبت پذیرا باش

    گر امروز را خوب زندگی کنی ،
    هر دیروزی رویایی از خوشبختی ست !
    و هر فردایی تصوری امیدبخش است ؛
    پس به امروزت دقت کن …
    زندگی همواره زیبایی خود را داراست
    گاه تنها نیازمان، تغییر زاویه ی دید است …

    دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست ،
    اما برای ماهی زندگیست
    برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"

    دل تکونی از خونه تکونی واجب ترِه
    دلتو بتکون از حرفا... بُغضا ... آدما
    دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال …
    یادش دلتو به درد آورد



    سهراب سپهری

    صبح امروزکسی گفت به من:
    تو چقدر تنهایی !
    گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ؛
    تن من گر تنهاست، دل من با دلهاست،
    دوستانی دارم بهتر از برگ درخت
    که دعایم گویند و دعاشان گویم،
    یادشان دردل من ، قلبشان منزل من…!
    صافی آب مرا یادتو انداخت،رفیق!
    تو دلت سبز، لبت سرخ، چراغت روشن!
    چرخ روزیت همیشه چرخان!
    نفست داغ، تنت گرم، دعایت با من

    نیازمندیم به بازگشتِ سال‌ها،
    به عقب‌گردِ تقویم‌ها،
    که یک کودکی، یک نوجوانی،
    از نو تکرار شود،
    بی‌کابوس و آرام، آرام...



    هزاران سال است
    یک عده
    اسم آزادی را شنیده اند
    یک عده هم
    عده ی دیگری را به همین اسم ساده
    می برند جایی دور برایشان قصه میگویند!...

    صداها و بوها و همه ی چیزهایی که معمولی اند ،
    می توانند برای هر کس یک معنایی داشته باشند...
    همه چیز به تو بستگی دارد...

    رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
    رهرو آن نیست که آهسته و پیوسته رود

    رهرو آن است که گاهی بنشیند، نرود
    تا ببیند که چه رفتست و چه باید برود...
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
بالا