• توجه: در صورتی که از کاربران قدیمی ایران انجمن هستید و امکان ورود به سایت را ندارید، میتوانید با آیدی altin_admin@ در تلگرام تماس حاصل نمایید.
M
امتیاز کسب شده
7

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • خوووببم...شکر خدا:12:
    درس و دانشگاهم خوبه...ولی یه کوچـــــــــــــولو سنگینه...هه:خنده1:
    :بغل:
    سلام زهرایی؟خوبی عزیزم؟:بغل::بغل::بغل:

    دلم واست تنگیده.خیلی خوشحالم که فرصتی شد تا بهتون سربزنم.

    عزاداریتون قبول گل دختر:گل:
    سهلامممممممم دوتا دوتا نوشتی بامزه شده نوشته ات:زبون::141:
    خداروشکررررررررررررهمیشه سلامت باشی عزیزم:بغل::nicolnici::بغل:
    منم ممنون ممنون:141::atish:
    این شکلک:8: خودتویی:99:

    دوباره پاییز
    اما نه ((فصل خزان)) زرد!
    دوباره پاییز
    اما نه فصل اندوه و درد!
    دوباره پاییز
    فصل زیبای سادگی
    دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . .
    پاییز که می شود
    انگار از همیشه عاشق ترم
    در تمام طول پاییز
    نمناکی شب ها را
    با تمام منفذهای پوستم
    لمس می کنم
    وچشمانم همه جا
    نقش دیدگان تورا جستجو می کند
    پاییز که می شود
    همراه برگها رنگ عوض می کنم
    زردو نارنجی می شوم و
    با باد تا افقی که چشمانت
    درآن درخشیدن گرفت
    پیش می روم
    و مقابلت به رقص درمی آیم
    تا آن جا که باور کنی
    تمام روزهایی که از پاییز گذشته
    تا به امروز
    همواره عاشقت بوده ام
    پاییز که می شود
    بی قراری هایم را در باغچه کوچکی
    می کارم و آرام آرام
    قطره های باران را
    که روزهاست در دامنم جمع کردم
    به باغچه می نوشانم
    میدانم تا آخر پاییز
    تمام بی قراری هایم شکوفه خواهد داد
    و با اولین برف زمستان
    به بار خواهد نشست
    پاییز که می شود
    بی آنکه بدانم چرا
    بیشتر از همیشه دوستت دارم
    و بی آنکه بدانی چرا
    دلم بهانه ات را می گیرد
    وپاییز امسال....
    عشق جنس دیگری دارد و
    معشوق خواستنی تر است...
    کاش می دانستی!
    پاییز برای بعضی ها دل انگیز است و برای بعضی ها غم انگیز…
    برای من فصل سردی دلهاست…
    فصل باریدن اشکها…
    فصل تنهایی قدم زدن روی برگهای نارنجی…
    فصل رقصاندن آتش سیگار در سیاهی و سکوت شب…
    اینروزها هوای دلم هم پاییزیست…
    پادشاه فصل ها
    آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
    ابر با آن پوستین سرد نمناکش
    باغ بی برگی
    روز و شب تنهاست
    با سکوت پاک غمناکش
    ساز او باران، سرودش باد
    جامه اش شولای عریانی است
    ور جز اینش جامه ای باید
    بافته بس شعله ی زر تار پودش باد
    گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
    باغبان و رهگذاری نیست
    باغ نو میدان
    چشم در راه بهاری نیست
    گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
    ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
    باغ بی برگی
    که می گوید که زیبا نیست؟
    داستان از میوه های سر به گردون سای
    اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
    باغ بی برگی
    خنده اش خونی است اشک آمیز
    جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
    پادشاه فصل ها، پاییز
    سهلااااااااااااااممممم زهرای مهربون و ناز خودمممممم:بغل:

    خیلی دوست دارررررررررممممم:141: واقعا بهم انرژی میدی دختر شیطووووووون:39: الهی که همیشه شاد باشی عزیزدلـــــــــــم:2:
    سلامممممم آجی زهرای شیطون و دوست داشتنیه خودم:parastu::7::8:
    خوبم ممنونم عزیزدلم.خودم قربونت میشم.تو خوبی؟:بغل:
    ممنونم عزیزم خیلی لطف داری به من:14:
    چه عکسای خوشملی ممنونمممـ مممـ ممم:141:

    Click here to view the original image of 533x800px.



    نازم آن آموزگاری را که در یک نصفه روز
    دانش آموزان عالم را همه دانا کند
    ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین
    بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
    باران رحمت خدا همیشه می بارد
    تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم . . .
    باران هم روی ستمگر می بارد و هم ستمدیده
    ولی بیشتر روی ستمدیده می بارد ، زیرا ستمگر چتر ستمدیده را ربوده است . . .
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
بالا