• توجه: در صورتی که از کاربران قدیمی ایران انجمن هستید و امکان ورود به سایت را ندارید، میتوانید با آیدی altin_admin@ در تلگرام تماس حاصل نمایید.

نتایح جستجو

  1. F

    عکسهای دیدنی و زیبا از کودکان بانمک و کوچولو

    سوفیا:بغل::بغل::بغل::بغل::بغل::بغل: دختر نازنین یکی از هموطنانمون به نام فروغ دلواری زاده
  2. F

    رابطۀ انسان با خدا و درك حضور وى براى رُشد و كمال انسان ضرورى است

    [FONT=lucida grande]به نام مهربانترین ... به نام ♥ الـلــــه ♥ [FONT=lucida grande]رابطۀ انسان با خدا و درك حضور وى براى رُشد و كمال انسان ضرورى است. چرا كه انسان بدون ارتباط با خدا از "خود اصيل" دور ميشود. [FONT=lucida grande]رابطۀ با خدا موجب ميشود كه انسان به آزادى درونی دست يابد. درارتباط...
  3. F

    گالري گل رز

  4. F

    برج دبی

    ما که تا حالا ندیدیم یه همچی چیزی!:تعجب: تا اونجایی که می دونم برج دبی نام سابق برج خلیفه ست!:فکر:
  5. F

    آسمان آبی عرفان من چشمان توست

    [FONT=lucida grande] [FONT=lucida grande]آسمان آبی عرفان من چشمان توست [FONT=lucida grande]اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست [FONT=lucida grande]در حضور چشم هایت عشق معنا می شود [FONT=lucida grande]اولین درس دبیرستان من چشمان توست [FONT=lucida grande]در بیابانی که خورشیدش قیامت می کند...
  6. F

    اشعار و نوشته های احمد شاملو

    [FONT=lucida grande] اینک موج سنگین گذرزمان است که در من می گذرد [FONT=lucida grande]اینک موج سنگین زمان است که چون جوبار آهن در من می گذرد [FONT=lucida grande]اینک موج سنگین زمان است که چو نان دریائی از پولاد و سنگ در من می گذرد [FONT=lucida grande]در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کرده...
  7. F

    اشعار و نوشته های احمد شاملو

    [FONT=lucida grande] از دست‌های گرمِ تو [FONT=lucida grande]کودکانِ توأمانِ آغوشِ خویش [FONT=lucida grande]سخن‌ها می‌توانم گفت [FONT=lucida grande]غمِ نان اگر بگذارد. [FONT=lucida grande]نغمه در نغمه در افکنده ای مسیحِ مادر، ای خورشید! از مهربانیِ بی‌دریغِ جانت با چنگِ تمامی‌ناپذیرِ تو سرودها...
  8. F

    ‎Beautiful Quotes

    [FONT=lucida grande]Its True...♥
  9. F

    گالري گل رز

    [FONT=lucida grande]♥
  10. F

    یاد آن شب که صبا در ره ما گل می‌ریخت

    [FONT=lucida grande]یاد آن شب که صبا در ره ما گل می‌ریخت بر سر ما ز در و بام و هوا گل می‌ریخت سر به دامان منت بود و ز شاخ گل سرخ بر رخ چون گلت، آهسته، صبا گل می‌ریخت خاطرت هست که آن شب، همه شب تا دم صبح شب جدا، شاخه جدا، باد جدا گل می‌ریخت نسترن خم شده، لعل لب تو می‌بوسید خضر گویی به لب آب...
بالا