• توجه: در صورتی که از کاربران قدیمی ایران انجمن هستید و امکان ورود به سایت را ندارید، میتوانید با آیدی altin_admin@ در تلگرام تماس حاصل نمایید.

آیاخدا محدود در مکان است؟

goldstar

متخصص بخش راهی تا خدا
سرویس دینی جام:

زمان و مکان هر دو مخلوق هستند و به همین دلیل از صفات مخلوق «ممکن الوجود» نیز برخوردار می‌باشند که از آن جمله: حرکت، تغییر، حدوث و فنا می‌باشند. لذا زمان و مکان، به خداوند متعال راه ندارد و اگر منظور مکان و زمان طبیعی باشد که همه موجودات غیر مادی، ورای زمان و مکان هستند، چه رسد به خداوند متعال که خود خالق زمان و مکان می‌باشد.

لفظ «بی‌نهایت» که شاید خالی از اشکال هم نباشد، برای تقریب ذهن است. منظور این است که به خداوند متعال هیچ «حدّی» راه ندارد، نمی‌شود کمال حیات، علم، جمال و ... را در او به حدی محدود و معین نمود. یا به تعبیر دیگری از تمامی توصیفاتی که او را به لحاظی محدود می‌نماید، منزه (سبحان) است.
خداوند متعال «واجب الوجود» است، یعنی هستی محض است و هستی محض همان کمال محض است. آن چه هستی دارد، کمال است و آن چه نقص است، همان عدم و نیستی (کمال) است. پس، اطلاق هر گونه «حدّی» به کمال، به مثابه‌ی قائل شدن به راه یافتن نیستی و نقص به کمال است که در این صورت خود به خود او را از کمال خارج و از واجب الوجودی ساقط می‌نماید و در زمره‌ی ممکنات (مخلوقات) قرار می‌دهد.



به عنوان مثال: تجلی کمال الهی در مظاهر مختلفش چون: حیات، علم، حکمت، زیبایی، قوت، قدرت و ... در موجودات عالم، محدود و به تناسب ظرفیت وجودی آنهاست، اما این کمالات در وجود حق تعالی، حدّی ندارد و عین هم و عین ذات هستند، وگرنه ترکیب لازم می‌آید که نشأت گرفته از تجزیه و جزء به جزء بودن است که خود دال بر محدودیت هر یک می‌باشد.



به بیان فلسفی: «اگر واجب الوجود نسبت به یکی از کمالاتی که محال نیست (ممتنع الوجود نیست)، ضرورت و وجوب نداشته باشد، مشتمل بر یک جهت امکانی خواهد شد (در آن کمال ممکن الوجود می‌گردد) و در نتیجه نفس ذاتش از کمال مزبور خالی بوده، نسبت به وجود و عدم آن علی‌السواء خواهد بود و معنای این جمله این است که ذاتش مقید به یک جهت عدمی باشد.» (علامه طباطبای (ره)، آغاز فلسفه، ص 77)



پس، منظور از «بی‌نهایت»، یعنی او هستی و کمال محض است و کمال او عارضی و از غیر نیست، بلکه عین ذات است، پس، هیچ حدّ و مرزی بر نمی‌دارد، چرا که هر گونه نقصی، نیستی است و کمال را ساقط می‌کند و دال بر ممکن الوجود بودن است که باید علت پیدایش کمال را در بیرون از ذاتش بیابد.
 
بالا