الهه خورشید
متخصص بخش خانه و خانواده
حسادت احساسى است كه سبب از بین رفتن دوستى مى شود. خیلى از افراد ناخواسته و بدون آگاهى حسودهستند
.حس حسادت سبب مى شود تمام افراد حتى خود فرد حسود، دچار عذاب شود، در واقع این حس همه را آزار مى دهد.
زمانى كه حس حسادت در ما زنده مى شود، احساس مى كنیم كه حق با ماست و توقع داریم كه پیروز شویم . گرچه تنها حاصل حسادت ، شكست است و تأثیرات مخربى روى ذهن افرادو روابط دوستانه آنان برجاى مى گذارد.
چرا حسادت این قدر كشنده و مهلك است ؟ زمانى كه فردى دچار این حس مى شود درست مثل یك قطعه آهن كه جذب آهنربا مى شود تمام توجه مامعطوف فرد یا موضوع مسبب این حس مى شود و دراین میان به دلیل اینكه ذهن ما تنها روى یك موضوع فكر مى كند، افكار مثبت و سازنده از ذهن ما خارج مى شود و ذهن منتفى مى شود. سپس همانطور كه ذهن ما روى آن موضوع آزاردهنده متمركز مى شود ، احساس خشم و نفرت در ما اوج مى گیرد. اگر دراین دور باطل گرفتار شویم ، آرام آرام به فردى غیرمنطقى و غیرقابل تحمل تبدیل مى شویم. به گذشته فكر كنید ، به زمانى كه شما نسبت به فرد خاصى ، حسادت مى كردید، آیا احساس خشم و عصبانیت شما با گذشت زمان عمیق تر و ریشه دارتر نشده است؟ این حس كه بتدریج در وجود شما ریشه مى دواند، به شمشیر دولبه اى بدل مى شود كه یك لبه آن فرد موردنظر و لبه دیگر آن خود فرد را مجروح مى كند، زیرا خشم نهفته در وجود فرد با آگاهى از آنچه فرد مقابل به دست آورده است یا دارد، اوج مى گیرد. با گذشت زمان این حس آنچنان قدرتمند مى شود كه زندگى فرد حسود را تحت كنترل خود قرار مى دهد و فرد را وادار مى كند براى تلافى كردن و انتقام گرفتن از فرد مقابل سبب آزار خود شود.
چطور از دام حسادت فرار كنیم
ما مى توانیم از دام حسادت آزاد شویم. اما چطور؟
بسیارى از نوجوانان نسبت به دوستان خود وفادارند و در آنان وظیفه شناسى وجود دارد. وفادارى و احترام تا جایى كه سبب دروغ گفتن و فریب دادن فرد مقابل نشود ، خوب است . بسیارى از افراد دچار این اشتباه مى شوند كه دوست آنها دیگر حق ندارد با دیگرى دوست شود (دوستى كند). حسادت آنان از این باور سرچشمه مى گیرد. به عبارتى این افراد زمانى دچار حسادت مى شوند كه دوستشان با دیگران نیز ارتباط دوستانه برقرار كند. افراد حسود نسبت به دوستان خود احساس مالكیت مى كنندو دلشان مى خواهد رفتار اجتماعى دوست خود را تحت كنترل درآورند. هوشیار باشید : اگر احساس كردیم دوست ما سعى دارد ما را كنترل كند و براى ما محدودیت هایى به وجود آورد زنگ خطر براى ما به صدا در آمده است. بعضى اوقات قطع این دوستى به نفع ماست. حتى اگر این قطع ارتباط براى ما بسیار دردناك باشدو سبب اندوه فراوان بشود. بسیارى از اختلافاتى كه در زندگى خانوادگى رخ مى دهد نتیجه حسادت یكى از طرفین است . .
اگر شما حسود هستید:
اگر بهترین دوست شما تغییر كرد و دوستان دیگرى پیدا كرد، چه كار مى توانید بكنید، هیچ كار !دوست شما فرد مستقلى است و شما نمى توانید او راكنترل كنید. اگر شما از بى وفایى او دچار خشم شده اید چه كار مى توانید بكنید، هیچ كار ؟ همه انرژى و نیروى شما صرف جنگیدن با این احساس مى شود. بهتر نیست این انرژى و نیرو را صرف پیداكردن دوستان بیشتر كنید . حس حسادت شما تنها باعث آزار دیگران نمى شود، بلكه خود شما هم از این احساس لطمه هاى فراوانى مى خورید . درواقع سبب مى شوید سایر دوستانتان نیز شما را ترك كرده، یا از شما دور شوند.
اگر مى خواهید این حس خود را از بین ببرید، باید فكر كنید چرا حسادت مى كنید؟ چرا احساس مى كنید كه مالك دوست یاهمسرتان هستیدو نگران از دست دادن اویید؟
شاید شما از افرادى هستید كه نیاز به تأیید دیگران دارند. علاقه دارید كه همیشه كسى با شما موافق باشد. از این نگرانید كه مردم شما را دوست نداشته باشند. براى یافتن دوست جدید تلاشى نمى كنید، چون هراس دارید كه شما را نپذیرند.
این را بدانید كه هیچ كس مورد تأیید همه قرار نمى گیرد. بنابراین انتظار نداشته باشید كه مورد قبول همگان واقع شوید، اما افرادى هستندكه مورد قبول اكثریت واقع مى شوند. اگر شما وظیفه خود را به عنوان یك دوست انجام دهید، مى توانید از افرادى باشید كه اكثریت او را تأیید مى كنند. سعى كنید با دیگران رفتار دوستانه داشته باشید. اگر دوستان خوبى داشته باشید، احساس حسادت در شما كمتر رشد مى كند، زیرا اگر یكى از دوستان ، بنا به هر دلیلى شما را ترك كند ، زیاد ناراحت نخواهید شد. یكى از راههاى یافتن دوستان متعدد، شركت در فعالیت هاى ورزشى و كلاسهاى آموزشى مختلف است . اگر فعالیت خاصى را دنبال مى كنید، مى توانید با سایر افرادى كه چنین فعالیتى دارند، ارتباط دوستانه برقرار كنید
مقایسه ممنوع!
یکی از روشهای تربیتی مورد علاقه بسیاری از والدین مقایسه کودک با هم سن و سالهای اوست؛ «از برادرت یاد بگیر! ببین همیشه به حرف من گوش میدهد و چه پسر خوبی است! اما تو هیچ وقت به حرفهای من گوش نمیدهی!». هدف والدین از این مقایسهها ترغیب فرزندشان برای رشد بیشتر و دقت بالاتر در انجام کارهاست؛ اینکه توقع دارند فرزندشان همیشه مطیع باشد و به حرف آنها توجه کند، ولی نمیدانند این کار ممکن است چه تأثیر بدی در او داشته باشد.
مقایسهشدن با دیگران به ما نشان میدهد که 2 نوع انسان وجود دارد؛ خوب و بد، دوست داشتنی و مورد نفرت، فعال و تنبل، خجالتی و پرخاشگر و اینکه ما معمولا باید بتوانیم مانند دیگران خوب و محبوب و دوست داشتنی باشیم. بنابراین از همینجا نخستین نشانههای حسادت در ما شکل میگیرند؛ «چرا من به خوبی برادرم نیستم؟ چرا من نمیتوانم به حرف بزرگترها توجه کنم؟ چرا من مانند او دوست داشتنی نیستم؟ و...»؛ بدینترتیب ما هنگام بزرگسالی هم دائم خود را با دیگران مقایسه میکنیم و به دنبال این هستیم که بدانیم دیگران صاحب چه چیزهایی هستند که ما نیستیم؛ پول بیشتر، زیبایی بیشتر، کار بهتر و...؛ بنابراین همیشه حسرت میخوریم که چرا نمیتوانیم مانند دیگران موفق باشیم؟! اما فراموش نکنید که هیچگاه خود را با «هیچکس» مقایسه نکنید چون همیشه موقعیت، کار و شخص بهتری وجود دارد. بنابراین اگر ما بخواهیم دائم خود را با بقیه مقایسه کنیم باید همیشه غبطه بخوریم و درمواقعی نیز حسد بورزیم و درنتیجه قدر خودمان را نمیدانیم و بدینترتیب احساس شکست و تبعیض میکنیم. در عوض میتوانیم بدون توجه به دیگران و فقط برای رضایت خودمان برای به دست آوردن آنچه میخواهیم تلاش کنیم.اگر ادعا میکنیم میتوانیم خودمان را دوست داشته باشیم، بدین معناست که باید خود را با تمام خطاها و ضعفهایمان بپذیریم و دوست داشته باشیم. فراموش نکنید تنها در صورتی میتوانید واقعا دیگران را بهگونهای صحیح دوست داشته باشید که بتوانید خودتان را دوست داشته باشید.
اگر خودمان را دوست نداشته باشیم، در این صورت به شدت به وجود کسی که ما را دوست داشته باشد احساس نیاز میکنیم و آن موقع است که محتاج دوست داشتهشدن از طرف دیگران هستیم و زمانی که این فرد- به هر دلیلی- از ما دور شود، با رفتن او خود را شکست خورده میدانیم و در موارد بسیاری نیز شروع میکنیم به مقایسه خود با دیگران و گاهی نیز به شرایطشان حسادت میورزیم؛ بدینترتیب تبدیل به انسان ناامیدی میشویم که حتی هیچ میلی به تلاش و کوشش برای زندگی بهتر هم ندارد. در واقع هر قدر شما بتوانید خود را بپذیرید، به همان اندازه هم قادر خواهید بود در شرایط بحرانی بیشتر و بهتر شرایط را بپذیرید، بنابراین به تواناییهایتان توجه کنید، با ابعاد منفی وجود خود آشنا شوید و آنها را هم بپذیرید؛ اما درصدد اصلاحشان برآیید؛ بدینترتیب به جای حسادتورزیدن به دیگران به آنها نیز عشق میورزید و به دنبال آن، آرامش بیشتری را تجربه میکنید.