[FONT="B Koodak Bold"]دوستی به من
یک نهنگ هدیه داد
یک نهنگ غول پیکر عجیب
یک نهنگ مهربان ساده ی نجیب
یک نهنگ را ولی کجا می شود نگاه داشت
توی حوض و تُنگ که نمی شود نهنگ را گذاشت
هیچ جا نداشتم
آخرش نهنگ را، توی قلب خود گذاشتم!
جا نبود!
تُنگ قلب کوچکم شکست
زیر رقص باله های آن نهنگ مست
سالهاست...