همه چیز خوب پیش می رفت. همه چیز خوب پیش می رفت و اعضای گروه هم برای هدفی که متحدشان کرده بود، امید داشتند . سرپرست ها، مدیرها، کارگرها و همه ی مردمی که از کنارشان عبور می کردند .
دنیای کوانتومی یعنی من هستم و من نیستم. برای همه ی کسانی که می خواستند قطار بشریت را بسازند، این حس وجود نداشت. ولی...