رد پای احساس...

شبگرد

کاربر ويژه
چه حرف هایی برایت زدم ،



از پشت سیم های سرد .



حرف هایی که شاید ، لایقش نبودی !



در تو اثری نداشت



ولی عاشقی یافته ام همیشه چشم انتظار .



عاشقی با نام :



تلفن عمومی !!!
 

شبگرد

کاربر ويژه
میدانم،
میرسی
میدانم
با زخمی به سرخی عقیق کنار پنجره می ایستم
نفس نکشیدن را
آرزو میکنم
و تنها می ایستم
تا برگردی...
icon_gol.gif
 

شبگرد

کاربر ويژه
(( به قلم سوگند ))

در گودال نون بودم

پيش از تولد نقطه

هنگام كه عشق به سطر نمي آمد .
 

شبگرد

کاربر ويژه
رنگ ها را از طبیعت به امانت می گیرم
زیبایی آسمان و دریا را می ربایم
آرامش کوه را شبانه شکار می کنم
تا تو را در کنج یک رویا پیدا کنم
و همه چیز را
به تو ببخشم
تماشایت کنم
و بعد بگذارم بروی...
icon_gol.gif
 

شبگرد

کاربر ويژه
باور کن به دیدار ِ اینه هم که می روم،
خیال ِ تو از انتهای سیاهی ِ چشمهایم سوسو می زند!
موضوع دوری ِ دستها و دیدارها مطرح نیست!
همنشین ِ نفسهای من شده ای!
 

شبگرد

کاربر ويژه
آفتاب را دوست دارم

بخاطر پیراهنت روی طناب رخت

باران را

اگر که می بارد

برچترآبی تو

وچون تو نماز خوانده ای

من خداپرست شده ام
 

شبگرد

کاربر ويژه
سهم ِ تـو از من

هرچه بود ؛

سـپـردی اش بـه بـاد .

سهم ِ من از تــو

هر چـه بـود ؛

هـســت .

عـزیـز می دارمـش

تا آخرین نـبـض ِ بـودن

تا لحـظـه ی سـپــردن بـه خــاک ...
icon_gol.gif
 

شبگرد

کاربر ويژه
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]دیوار قلبم فرو ریخت

[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]آسمان چشمم غرید

[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]گونه هایم تر شد
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]لبهایم آواز خواند
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]دلم گوش داد

[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]قلبم تپید
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]دیوار قلبم فرو ریخت
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]آسمان چشمم بارید
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]گونه هایم خیس
[FONT=Vazir,helvetica,sans-serif]
دلم شکست​

 

شبگرد

کاربر ويژه
زمستان آمده است.
خسته ام
می خوابم
بهار که آمد
پیله ام را می شکافم
تا با پرهای خیس
دوباره
عاشقت شوم.
icon_gol.gif
 

شبگرد

کاربر ويژه
گفتی :

یک


دو


سه
...


دویدیم شتابان

بی آن که بدانیم


کجاست خط پایان !
 

شبگرد

کاربر ويژه
من بودم
او بود
خوشبخت در یک جزیره ی دورافتاده ی متروک
همه چیز عالی بود.....
قبل از آنکه قایقی بیاید!
 

شبگرد

کاربر ويژه
زندگي خالي نيست :
مهرباني هست , سيب هست , ايمان هست .
آري
تا شقايق هست , زندگي بايد كرد.
در دل من چيزي است , مثل يك بيشه نور, مثل خواب دم صبح
و چنان بي تابم , كه دلم مي خواهد
بدوم تا ته دشت , بروم تا سر كوه .
دورها آوايي است , كه مرا مي خواند.
 

شبگرد

کاربر ويژه
روزي آمده بودي
كه من تمام نشاني ها را نوشتم
با خط بد نوشتم
و تو تمام خانه ها را گم كردي
بمن نگفتي
همسايه ها گفتند
دير آمدي
پنجره بوي رطوبت داشت
به من نگفتي
كه بيرون از خانه باران است
 

شبگرد

کاربر ويژه
آتشی بود و فسرد-
رشته ای بود و گسست-
دل چواز بند تو رست-
جام جادویی اندوه شکست

آمدم تابه توآویزم
-لیکدیدم که توآن شاخه بی برگی
-لیک دیدم که توبرچهره امیدم خنده مرگی
 

شبگرد

کاربر ويژه
به سراغ من اگر می آیید
دگر آسوده بیایید
به گمانم دو سه وقتی است
ترک خورده چینی نازک تنهایی من ...
 

شبگرد

کاربر ويژه
در کوچه باغ های خیالی من
کاش لبخند می زدی
کاش می شد فقط امروز را می آمدی
چون
یک شب
مرگ مرا دیوانه کرد
اما تو نبودی!
حیف!
 

شبگرد

کاربر ويژه
چه تلخ است شنيدن گفتار انسان هايي که کلام را براي رنجش دل ها به کار مي گيرن ...!
 

شبگرد

کاربر ويژه
درد من حصار برکه نيست. درد من زيستن با ماهياني ست که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است...!!
 

شبگرد

کاربر ويژه
دارد باران می بارد
و داغ تنهایی ام
تازه می شود!
نگو که نمی آیی
نگو مرا همسفر دشت آسمان نیستی
از ابتدای خلقت
سخن از تنها سفر کردن نبود
قول داده ای
باز گردی
از همان دم رفتنت
تمام لحظه های بی قرار را
بغض کرده ام
و هر ثانیه که می گذرد
روزها به اندازه هزار سال
از هم فاصله می گیرند
 
بالا