خط خشك بيانگر محدوده باريكي از گراديان افقي دماي نقطه شبنم در سطح زمين است. اين محدوده باريك، در مناطق و نواحي خاصي از جهان، هواي مرطوب دريايي را از هواي خشك قارهاي جدا ميكند. در طول فصل بهار و آغازين تابستان، به ويژه در ايالات متحده امريكا، در بيش از چهل درصد 40% موارد رخدادهاي جبههاي، اين حالت خاص يعني خط خشك رخ ميدهد. اين خط خشك، توده هواي چگال سرشار از رطوبتي را كه از خليج مكزيك و درياي كاراييب آمده است، از هواي گرم وخشك وبالارونده دروني قاره در جنوبغربي ايالات متحده و مكزيك جدا ميسازد. پديده خط خشك در مناطق و نواحي ديگري از كره زمين هم به چشم ميخورد. از ديگر نقاط در روي جهان كه اين پديده به روشني و آشكارا در روي آن به چشم ميخورد، شبهقاره هندوستان پيش از آغاز مانسون تابستاني جنوبغربي، وهمچنين مركز آفريقاي غربي است. در منطقه فلات ايران تاكنون هيچگونه پژوهش و تحقيقي در باره وجود و يا عدم وجود اين مفهوم نوين انجام نگرفته است. جای آن دارد که با توجه به اهميت اين پديده، بررسی و مطالعه ژرف بر روی آن، به ويژه در آبهای جنوبی ايران و خليج هميشه فارس، انجام پذيرد.
در روي پديده خط خشك ويا در فاصله بسيار نزديكي از مقطعِ آن، توفانهاي تندري فراواني رخ ميدهد. منطقه غرب خط خشك در طول روز اغلب بهوسيله تندبادهاي توانمند( Gust Wind )، توفانهاي شن وافزودگي گرما و خشكي هوا، شناسايي ميگردد.
در فاصله نزديكي از محدوده شديدترين گراديان نقطه شبنم كه البته لزوما روي آن قرار ندارد، معمولاً يك خط جابجايي باد وجود خواهد داشت. معمولاً بادها بر روي سمت "خشك" پديده خط خشك، يك مؤلفه غربي، وبر روي سمت "تر" آن يك مولفه شرقي دارند. هنگاميكه جبهههاي سطح زمين را در طول خط جابجايي باد حركت دهيم، به جاي منطقه بيشينه گراديان افقي دما، در اصل آنرا به جاي محدوده نيرومندترين گراديان نقطه شبنم قرار دادهايم. در اندازهگيريها و مقدارسنجيهاي مرتبط با خط خشك در ايالاتمتحدهامريكا، نسبت آميختگي ( Isohume ) معمولاً نزديك به 9 گرم بر كيلوگرم حاصل شده است. در روي صفحه نمايش رادارهاي نوين يك خط باريك و مشخص ( fine line ) كه همانا پديده خط خشك است نمايان ميگردد. گاهي در برخي هنگامهها و نه همواره، يك تراف كم فشار در طول پديده خط خشك برقرار ميگردد.
در هنگامه موقعيت ساكن و خاموش ، براي نمونه بههنگام نبود نيرويي توانمند در مقياس سينوپتيكي و غياب سيستمهاي متعارف، خط خشك در طول روز شرقسو و شباهنگام غربسو حركت ميكند. بهروشني اين امكان وجود دارد كه حركت شرقسوي هنگام روز پراكنده و تكوتوك بوده و بههيچ روي يك رخداد روشن و چشمگيري همچون حركت يك جبهه معمولي نداشته باشد. اين تفاوت سرعتهاي جبهه و خط خشك گاهگداري باعث ميشود كه يك جبهه سرد سطح زمين به يك خط خشك برخورد كرده آنرا به يك جبهه سرد دگرگون كرده و يا حتي با آن پيوند پيداكند. از سويي ديگر يك جبهه پاسيفيكي كه در روي اقيانوس آرام شكل گرفته و سرشار از رطوبت است، در طي گذرش بر فراز كوههاي ايالت نيومكزيكو و بارش، هنگاميكه به غرب ايالت تگزاس ميرسد، به دليل برخورد با فرارفت هواي سرشار از رطوبتي كه از سوي خليج مكزيك ميآيد، به يك خط خشك تغيير ماهيت ميدهد و در شيبي روبه پايين خشك ميگردد. از ديگرسو، نكتهاي شايان توجه اين است كه يك خط خشك كلاسيك، با هيچگونه جبههاي همراهي نميكند. اين مطلب با همراهي يك نوسان روزانه در مولفههاي مداري گراديان دما، كه شباهنگام كاملاً شرقسو و در خلال روز كاملاً غربسواست روشنتر ميگردد. در كشور ايالات متحده امريكا، خط خشك به ندرت در شرق طول جغرافيايي 96 غربي يافت ميشود. اما همين خط خشك ميتواند توسط يك چرخند توانمند و نيرومند در مقياس سينوپتيكي به سمت شرق اين طول جغرافيايي و يا حتي فراتر از آن هدايت گردد.
محدوده خط خشك معمولاً از سطح زمين تا بلنداي يك الي يكونيم كيلومتري AGL از سطح زمين زيرين گسترش يافته و به شكلي افقي به فراسوي شرق كشيده ميشود. توان سرماي بالقوه خط خشك بدين صورت است كه، هواي مرطوب در شرق خط خشك بهوسيله يك لايه توانمند پايدار ايستا، همچون يك درپوش دچار وارونگي ميگردد. توان گرماي بالقوه خط خشك بدين صورت است كه، هواي خشك، كه وارونگي را در سمت شرق خط خشك همراهي ميكند، در تمام لايههاي سمت غرب پديدار ميگردد. قدرمطلق گراديان نقطه شبنم دست كم 15 درجه سانتيگراد بر هر 100 كيلومتر است . اما، شايان توجه است كه گرادياني به بزرگي 9 درجه سانتيگراد بر كيلومتر هم مشاهده شده است . اما گراديان چگالي (دماي واقعي) به آن بزرگي كه ميبايست در جو خشك باشد نيست، زيرا هواي گرم و سبك در سمت غرب خط خشك و هواي سرد و مرطوب و سنگين در سمت شرق خط خشك قرار دارد، و البته در دماي يكسان هواي خشك سنگينتر از هواي مرطوب است. تغييرات روزانه دما در سمت شرق خط خشك كمتر از سمت غرب آن است، دليل اصلي اين امر گسيل پرتوهاي موج بلند بهوسيله ابرها و بخارآب در سمت شرق خط خشك است.
سازوكارهايي كه براي شكل دادن و جابجايي خط خشك برروي ايالات متحده امريكا موثرند عبارتند از: رطوبتي كه از خليج مكزيك در واكنش به يك lee trough و يك واچرخند در سطح به سمت مشرق آن، به سوي شمال فرارفت ميكند. چنين پنداري وجود دارد كه لايه مرطوب از سطح زمين تا بعضي لايههاي فشاري ثابت گسترش پيدا ميكند. پس، از اين رو كه بلنداي سطح زمين در سمت شرق به نسبت پايينتر از سمت غرب است، لايه مرطوب به سوي شرق ژرفتر ميگردد. در همين زمان باوجود بالاتر بودن سطح زمين در سمت غرب، ژرفناي آن در اين سمت كاهش مييابد. يك وارونگي سرپوش مانند كه يك lid ناميده ميشود، بر فراز فلات به نسبت بلند كشور مكزيك و ايالت نيومكزيكو، بر روي لايه مرطوب توده هواي سرد دريايي، يك توده هواي گرم را نمايان ميكند. توده هواي روي اين فلات بلند به وسيله يك لايه ژرف خشك بيدررو كه از آفتاب روزانه گرما ميگيرد، شناسايي ميگردد.از آنجاييكه آهنگ رشد گرما به رطوبت و نمناكي خاك بستگي دارد، اين انتظار و رهيافت ايجاد ميشود كه لايه خشك بيدررو و ژرف بر روي خاك خشك و عاري از رطوبت يك فلات بلند گسترش يابد. لايه در هم آميخته بالا رفته بر روي لايه سرد و نمناك فرارفت كرده و از درهم آميختن ايندو لايه جلوگيري ميكند. معمولاً يك لايه پايدار سرپوشسان برروي لايه آميختهاي كه در حال بالا رفتن است قرار گرفته مانع حركت آن شده آنرا نگهميدارد. اين لايه پايدار، كه معمولاً بين لايههاي 600 ميليباري و 400 ميليباري ديده ميشود، اوج ژرفناي لايه آميخته بالا رفته را نشان ميدهد كه سوار بر روي هواي مرطوب زيرين به سمت شرق جريان پيدا ميكند. جريان هواي مرطوب پايداري كه در زير هواي خشك خنثي قرار دارد جريان under-running ناميده شده است. از آنجاييكه نسبت آميختگي با افزايش ارتفاع به شدت كاهش پيدا ميكند، لايه سرپوشسان بالايي كه برروي لايه آميخته زيرين قرار گرفته است، با تشعشع سرما در پايين لايه پايدار تقويت و حمايت ميگردد.
در طي روز و هنگاميكه يك سيستم توانمند تاثيرگذار در مقياس سينوپتيكي وجود ندارد، حركت پديده خط خشك بستگي تام و تمام به دگرگوني آميزهاي از سطح مقطع قائم آن دارد. از آنجا كه بلنداي لايه پايدار مجاور سطح زمين و يا به عبارت ديگر ژرفناي لايه نمناك زيرين به سمت شيب افزايش پيدا ميكند، مقدار گرماي خالص سطح زمين كه بهوسيله خورشيد تامين ميشود باعث ميشود كه هر چه بهسوي مشرق پيشتر برويم با بيثباتي بيشتري در لايه مرطوب مواجه بشويم. علاوه بر اين مطلب، چون در سمت شرق كه مجموع بارش روزانه بيشتر است رطوبت خاك هم افزايش مييابد، مقدار خالص گرمايي كه براي ناپايدار كردن اين لايه مورد نياز است نيز افزايش پيدا ميكند. اين روند تا به آنگاهي ادامه پيدا ميكند كه آهنگ کاهش دما با افزايش ارتفاع (لاپسريت) در شرق پديده خط خشك به صورت بيدررو خشك درآيد، آنگاه ناپايداري ايستا هم كاهش خواهد يافت.
پس از انجام اين روند پديده خط خشك برفراز لايه پايدار با هواي نمناك و مرطوب زير آن، نقطه شبنم كه در سطح زمين قرار دارد و پديده خط خشك گسترده شده بهسوي شيب (كه لزوماً يك خط به هم پيوسته هم نيست)، آميخته ميگردد. باد سطح زمين معمولاً با افزايش ارتفاع، پيشگرد veer ميكند، زيرا با افزايش ارتفاع اصطكاك كاهش يافته و در جريان هواي جنوبي لايه گرم سطح پاييني در جريان هواي جنوبي فرارفت ميكند. به بيان ديگر اندازه حركت لايه بالاتر كه غربسو است با اندازه حركت لايه سطح زمين آميخته ميگردد.
پس از غروب خورشيد، هواي خشك و تميز در غرب پديده خط خشك از هواي ابري و مرطوب شيبِ آن، حتي با وجود باد به نسبت شديد در سطح زمين، بسيار سريعتر سرد ميگردد. در اين حالت يك وارونگي تشعشعي، بر پايان روند آميختگي عمودي تاثير ميگذارد. سرعت باد در سطح زمين، در پاسخ به نيروي گراديان فشار در سمت و سوي lee trough آن كاهش يافته و جهت باد نيز برعكس خواهد شد. در سطح پايين نيز رطوبتي كه در سمت شيب پديده قرار گرفته است به سمت غرب آن فرارفت ميكند. اين عمل منجر به رانش پديده خط خشك به سوي غرب ميگردد. هنگاميكه سرماي تشعشعي، به شدت، هواي خشك را تحت تاثير قرار ميدهد، ممكن است كه خط خشك هم عقب نشيني كرده و همچون يك جبهه گرم عمل كند. از سوي ديگر نيز اين امكان، به ويژه در ساعتهاي آغازين غروب، وجود دارد كه اين روند به صورت يك جريان چگال عمل كرده و هنگاميكه هواي سمت شرقِ پديده خط خشك به نسبت سردتر است، در سمت شرقِ پديده خط خشك توفان تندري دهشتناكي به وجود بيايد كه به سمت غرب اين پديده رانده ميشود.
چندين فرضيه گوناگون براي شرح و توضيح رخدادهاي متناوب و پيوسته در طول پديده خط خشك ارائه شده است. در سمت غرب پديده خط خشك باد سطح زمين معمولاً در طول زمان پيشگرد ( veer ) ميكند، در حاليكه در سمت شرقِ پديده اين باد هم امكان دارد كمي تغيير جهت بدهد و هم اينكه امكان دارد هيچ تغيير و دگرگوني در جهت آن داده نشود. از اين رو همگرايي در سطوح پايين كه نمايانگر حركت عمودي رو به بالاست، ميتواند آنچنان در طول پديده خط خشك توانمند باشد كه توان ناپايداري نهفته توده هوايي را كه درست در سمت مشرقِ پديده خط خشك قرار دارد را به اندازهاي بيش از توان لبريز شدن و سرريز شدن بالا ببرد.
گاهي هم امواجي در مقياس مياني هواشناسي meso ويا در مقياس كمي پايينتر از سينوپتيك sub-synopticc ، كه تا كنون ماهيت آنها به درستي شناخته نشده است، در طول خط خشك به همگرايي محلي و منطقهاي كمك ميكند. شناخت دقيق اين امواج و ماهيت واقعي و راستين آنها نيازمند پژوهش و مطالعه پيگير بر روي اين پديده است.
همچنين اين يك موضوع هم مطرح شده است كه امواج حرارتي و يا گونههاي ديگري از امواج در سمت غرب پديده خط خشك ميتوانند به هنگام گذر به سمت شرقِ پديده همرفت ماشهاي ( trigger ) انجام دهند. علاوه بر آن اين نكته هم وجود دارد كه امواج حرارتي خشك در طول پديده خط خشك، هواي مرطوب لايه پايينتر در سمت و سوي شرقِ پديده را دنبال كند. رهيافت و نتيجه اين فرآيند آزاد سازي و افزايش موقعيت ناپايداري است. محدوده فوران كرده outflow به سمت غرب حركت كرده و از اين رو اين امكان وجود خواهد داشت كه توفانهاي ايجاد شده در اثر همرفتي با پديده خط خشك واكنش متقابل كرده در نتيجه همگرايي محلي را افزايش دهد.
پيشنهاد ديگري هم براي توضيح اين روند ارائه شده است. اين پيشنهاد مبني بر اين است كه سازوكار مسئول نگاهداري اين شناوري و حركت صعودي در طول خط خشك، همان سازوكاري است كه مسئول همرفتي خطوط Isohaline است. تفرقِ غير خطي دو جزء اصلي گرما و بخار آب در جو همانند دو جزء گرما و نمك در آب دريا، پيوسته است. اكنون اينچنين پنداشته ميشود كه گرما به سوي شرقِ و بخار آب به سوي غرب تفرقِ مييابد. كوچكترين دگرگوني در طول خط خشك، در روي دما نمود حاصل ميكند. اما از آنجاكه هواي گرم و مرطوب سمت شرقِ و يا خود پديده خط خشك داراي ظرفيت گرمايي اندكي بيش از هواي خشك و داغ سمت غرب است. دماي در هم آميخته در خط خشك در حقيقت اندكي سردتر از هركدام ميگردد.
انگاشت ديگري كه پيشنهاد شده است سازوكاري است كه حركت عمودي در طول خط خشك در چرخه نسيم دريا به ساحل دارد. اين چنين امكاني وجود دارد كه اين فرآيند به عنوان نتيجهاي از آهنگ تغيير و دگرگوني گرماي متبادل با محيط در طول پديده خط خشك نمايان گردد. آهنگ گرماي متبادل با محيط در سمت خشك و تميز پديده خط خشك بالاست. از سوي ديگر اين آهنگ گرماي متبادل با محيط در سمت ابري و مرطوب خط خشك پايين است. اگر خاك سمت خشك پديده خط خشك، خشك و خاك سمت مرطوب و نمناك پديده خط خشك تر باشد، در اين صورت ميزان differential گرماي متبادل با محيط افزايش خواهد يافت.
واكنش متقابلي كه ميان پديده خط خشك و نيروهاي در مقياس سينوپتيكي وجود دارد هنوز به درستي شناخته نشده است. در كشور ايالات متحده، جايي كه بيشترين مطالعه بر روي پديده خط خشك انجام گرفته شده است، به هنگاميكه يك تراف با موجهاي كوتاه به پديده خط خشك نزديك ميگرد، به منطقهاي وارد ميشود كه پايداري ايستا در جو پايين كمتر است. ازاينرو پاسخ و واكنش شبه زمينگرد جو افزايش مييابد. اگر لاپسريت موجود را خشك و بيدررو در نظر بگيريم، و جو هم نتواند در وضعيت تعادل شبهزمينگرد پابرجا بماند، در اينصورت امواج Innternal-gravity توليد خواهند شد.